تبليغاتX
من خدا را دارم

من خدا را دارم

دل نوشته

ای که داری

 

ای که داری به زبان رنج روان دگران

 

در امان نیستی از زخم زبان دگران

 

گر تو را نیست توانایی یاری به کسی

 

سعی کن تا نشوی دشمن جان دگران

 

تا که از خون جگر قوت و غذایی داری

 

چشم پرهیز نگه دار زنان دگران

 

عزت نفس به چنگ آر که خاری نکشی

 

سبز بی وعده مشو بر سر خال دگران

 

آبرو گر که نخواهی زتو ریزد برخاک

 

تر مکن کام خود از آب روان دگران

 

گر نخواهی سخن زشت بگو یند تو را

 

از چه گویی سخن زشت به شان دگران

 

گر نخواهی که برون راز تو از پرده فتد

 

پس چرا فاش کنی راز نهان دگران

 

پند ثابت اگرت گشت قبول خاطر

 

 مکن از زخم زبان رنج روان دگران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:5  توسط سمیه  | 

 

ای مهربان بردبار!

 

دریاب که جز تو پناهی نیست...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:56  توسط سمیه  | 

 

 

باطن صافی چو نیست راه حقیقت مپوی            

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:53  توسط سمیه  | 

غروب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:43  توسط سمیه  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:20  توسط سمیه  | 

لحظه ای که شما به یاد خدا می افتید

 خداوند قبل از شما به یادتان بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:15  توسط سمیه  | 

دوست دارم خدا جونم

دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط سمیه  | 

خیال با تو بودن

 

سیاه مثل شب تار

دنیای بی تو بودن

شوق رهایی از شب

منو تا تو کشوندن

هزاران شب خدا رو

قسم به کعبه دادم

منی که بی نور عشق برگی تو دست بادم

دلم جز این تمنا هیچی ازت نمی خواد

ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

دلم جز این تمنا هیچی ازت نمی خواد

ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

بی توتموم دنیا کویر خار و خس بود

خیال با تو بودن برای من نفس بود

بیا و عاشقم باش ای بهترین آرزو

هرعشقی جز عشق تو برای من هوس بود

هرعشقی جز عشق تو برای من هوس بود

دلم جز این تمنا هیچی ازت نمی خواد

ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

 ای بهترین آرزو خدا تو رو به من داد

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:0  توسط سمیه  | 

باران!

   عاشقی, کیمیاست,ای باران

   من غریبم؛غریبه ای تنها

   درد من,بی دواست,ای باران!

  گر چه در خود شکسته ام, امّا

  گریه ام بی صداست, ای باران

  یک نفر , باز هم , صدایم کرد

   این صدا, آشناست, ای باران!

    من و تو, رهسپار دریا ییم

    عاشقی, سهم ماست، ای باران!

    دل من, باز هم, بهانه گرفت

    شانه هایت کجاست ای باران

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 11:26  توسط سمیه  | 

 
زندگي حكمت اوست...

زندگي دفتري از خاطره هاست...

چند برگي را تو ورق خواهي زد...

ما بقي را قسمت ...
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 11:4  توسط سمیه  |